![]() |
![]() |
|
| خاطره ، ترانه ، شعر ، تصنیف و داستان |
|
من یک سکه بودم در جیب یک مرد. خوشبخت بودم. دوست داشتم. ولی یک روز خیلی بد، آن مرد که در جیبش بودم مرا فروخت به یک ماست و یک مرد دیگر مرا در صندق پول انداخت. در آن صندوق دوست های زیادی پیدا کردم. صندوق تاریک بود و دلم گرفته بود. به پول کاغذی ها گفتم : قلاب می گیرید فرار کنم؟ پول کاغذی ها گفتند حتما. و همین کار را کردند. ولی از شانس بدم گوشه مغازه افتادم و دیگر هیچ کسی مرا پیدا نکرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 23:27 توسط ارشیا . خ |
|
|
شعر هایم را در آب می اندازم ماهی ها می آیند می خوانند و من باز هم شعر می گویم برای ماهی ها |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 22:45 توسط ارشیا . خ |
|
|
همین امروز واکسنم را زدم... واکسن آنفولانزا. و آنقدری که فکر می کردم درد نداشت. دردش درد مورچه ای که از یک بلندی پایین می افتد هم نبود. حتی به اندازه یک پس گردنی هم درد نداشت. وقتی سوزن در بازویم فرو رفت احساس کردم بیست ساله شدم. دردش درد بزرگسالی بود. ------------------------------------------------------------------------- ترانه... اونی که اومد بره وقتی که که که مث مَ مَ من مث او او اون مث تو تو تو با من می خواد بره که مث م م من مث او او او اون مث تو تو تو تو تو همیشه تو میای. وقتی دیدمممم نیستییییییییی رفتم تا اونی که اونی که اومد بره اون موقع دیدم بیرون دیدم نیستی رفتم تا بمی رم. وقتی می خواستم بمیرم فکر کردم تا تو رفتی به خاطر من رفت----------ی. ( با آهنگی که خودم ساخته ام باید خوانده شود ) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:12 توسط ارشیا . خ |
|
|
وقتی به زندگی رنگ سیاه قاطی شود اتفاق بدی می افتد رنگ سیاه بد ترین رنگ زندگی است رنگ غمگینی مردم من رنگ طوسی دوست دارم طوسی یعنی جدی قرمز یعنی واقعیت طوسی و قرمزیعنی رنگ واقعیت جدی یعنی رنگ زندگی ۲۱/۱۰/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 17:51 توسط ارشیا . خ |
|
|
وقتی تارم را در دست می گیرم احساس شگفت انگیزی دارم انگار سوار اسب سفید بالداری هستم که مرا به آسمان می برد وقتی که مضرابم را در دست می گیرم اتگار شلاقی در دست دارم و سیم های تار را می لرزاند ۱۹/۱۰/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 1:56 توسط ارشیا . خ |
|
|
گرگ ها را ببین گرگ ها همیشه پشت درختند و شیر همیشه بالای درخت آن خانه را ببین چه تر و تمیز است و آن ماکروفری که مامان من ندارد وقتی قد بکشم می خرم ۱۳/۳/۸۵ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 16:58 توسط ارشیا . خ |
|
|
ما یک خانه قشنگ داریم مثل یک گل قشنگ در اتاقم چیزهای قشنگی دارم و از دودکش خانه ما دود می آید اما نمی دانم چرا گاهی همه چیز به هم می ریزد ۱۶/۳/۸۵ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 16:53 توسط ارشیا . خ |
|
|
آسمان پر است از سیاه چاله وقتی آدم توی سیاه چاله بیفتد، له می شود و اگر زنده بماند بی عقل می شود دیده ای بعضی آدم ها بی عقلند؟ سیاه چاله کهکشان روی آنها اثر گذاشته آدم ها که بی عقل می شوند خیلی چیزها از دست می دهند زمین هم پر از سیاه چاله است پر از آدم های عاقل و بی عقل یک ضرب المثل آفریقایی میگوید: حرف های خوب بزن تا کهکشان روی تو اثر نگذارد ۱۲/مهر/۸۶ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:8 توسط ارشیا . خ |
|
|
مدرسه زنگ تفریح دارد شادی دارد خوبی دارد مشق دارد و اتل متل با تابستان کوچ می کند می گویند معلم مهربان تر از گلی است که تازه از غنچه باز شده باید دید...۳۰ شهریور ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 16:26 توسط ارشیا . خ |
|
|
وقتی پایت را روی برگ های پاییز می گذاری، انگار استخوان کمر یک آدم را می شکنی قرچ قرج آن صدای مردن می دهد ۲۷شهریور۸۶
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 18:11 توسط ارشیا . خ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
حالا که هفت سالم شده بابام گفته تو هم می تونی یه سایت داشته باشی .من هم از مامان و بابا خواستم شعرهایی رو که از چهار سالگی تا حالا گفته ام توی این سایت برام بنویسند.بابام خبرنگاره و مامانم معلم،اونها همیشه به من میگن تو عشق مایی و من اونهارو از همه دنیا بیشتر دوست دارم...هنوز نمی دونم می خوام چکاره بشم ولی دوست دارم همه دنیارو ببینم.کلاس تار هم میرم نقاشی رو خیلی دوست ندارم .آهنگ های شاد رو دوست دارم از رقص هم خوشم میاد.
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
بابا جون مامان جون بی بی گل بی وفا سحر خانوم |
|
RSS
|