همین امروز واکسنم را زدم... واکسن آنفولانزا.
و آنقدری که فکر می کردم درد نداشت.
دردش درد مورچه ای که از یک بلندی پایین می افتد هم نبود.
حتی به اندازه یک پس گردنی هم درد نداشت.
وقتی سوزن در بازویم فرو رفت احساس کردم بیست ساله شدم.
دردش درد بزرگسالی بود.
-------------------------------------------------------------------------
ترانه...
اونی که اومد بره وقتی که که که مث مَ مَ من مث او او اون مث تو تو تو با من می خواد بره که مث م م من مث او او او اون مث تو تو تو تو تو همیشه تو میای.
وقتی دیدمممم نیستییییییییی رفتم تا اونی که اونی که اومد بره اون موقع دیدم بیرون دیدم نیستی رفتم تا بمی رم.
وقتی می خواستم بمیرم فکر کردم تا تو رفتی به خاطر من رفت----------ی.
( با آهنگی که خودم ساخته ام باید خوانده شود )